خرید بک لینک
تو دلت برام تنگ نشد؟ صبحا وقتی بیدار شدی،شبا موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟دلت نخواست آهنگایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟دوست نداشتی چیزایی که میبینی رو نشونم بدی؟یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد دربارهش باهام صحبت کنی؟غذای موردعلاقهم رو نخوردی که یادم بیفتی؟تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار میکنم؟اطرافم چی میگذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟تو نگران نشدی؟تو مثل من هرشب فکر نکردی به شبایی که باهم صبحشون میکردیم؟تو نخواستی بدونی چی شده؟نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟

برچسب: نویسنده: حامد میرزایی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 12:03

منکه قسمتم نشد همراهت باشم،ولی مطمئنم کنار تو بودن قشنگترین حس دنیاست. من هیچوقت نتونستم دستهاتو بگیرم و انگشتهامو لای انگشتهات،بچرخونم و لمست کنم ولی مطمئنم گرمترین دستا متعلق به توئن.من هیچوقت بغلت رو حس نکردم، اما میدونم تو زیبا ترین خونه امن منی.من هیچوقت آیندم باتو ساخته نشد ولی خوب میدونم دنیا مال ما بوداگر دل به دلم داده بودی، دنیامون رنگی میشد، اگه قلبت سهم من بود،موندنت حق من بود. تو اصلا میدونی خیال چیه دردت به سرم؟

برچسب: نویسنده: حامد میرزایی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 12:03

‹ واسه فراموش کردن من، میتونی تمام پلهای بینمون رو خراب کنی.

میتونی هرچی از من داری رو دور بریزی. اما اسمم رو نه.

این تنها چیزیه که هروقت از زبان هرکی بشنوی، یاد من میفتی. ›


- پویا جمشیدی

برچسب: نویسنده: حامد میرزایی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 12:03

صفحه بندی